
اهل قرآن عاقبت بخیرند....
خادمان قرآن بانک صادرات
مهجوريت قرآن و راههاي زدودن آن
(قسمت اول)
مقدمه
خداوند متعال انسان را آفريد و او را به قواي بسياري مجهز كرد"وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛1 وخدا شما را از شكم مادرانتان در حالي كه چيزي نميدانستيد بيرون آورد و براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد كه سپاسگزاري كنيد." و هدف اين بود كه انسان راه خود را به سوي سعادت دريابد.
براي اينكه انسان در مسير تكامل دچار انحراف نشود او رااز درون به نيروي عقل و تفكر مجهز كرد و از بيرون با فرستادن پيامبران الهي زمينه را براي رشد و كمال او فراهم ساخت. پيامبران پي درپي آمدند"ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا؛2 باز فرستادگان خود را پياپي روانه كرديم." تا اينكه نوبت به پيامبر آخرالزمان رسيد. جامعهاي كه نبي مكرم اسلام(ص) در آن مبعوث به رسالت شد، جامعهاي بود كه از نظر فرهنگي، سياسي و اجتماعي بسيار فقير بود و وضعيت اقتصادي مساعدي هم نداشت. تنها از حيث ادبيات و بلاغت سخن بود كه عربها در آن روزگارتا حدودي توانا بودند. با آمدن قرآن، ادباي آن زمان، به برتري كلام قرآن بر تمام ادبيات آن دوره اعتراف كردند، اگرچه بسياري از ايشان مفاهيم قرآن را نپذيرفتند.
اما آنچه آورندة كتاب به دنبال آن بود فقط بلاغت و شيوايي قرآن نبود، بلكه قرآن كتابي بود كه بايد در زندگي اين مردم پياده ميشد و آنها را از اين وضعيت نجات ميداد و به تعبير قرآن "...وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَي شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا... ؛3 و نعمت خدا را برخود ياد كنيد، آنگاه كه دشمنان يكديگر بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد."
پيامبر اكرم (ص) تعاليم انسان ساز قرآن را در طول بيست و سه سال و به تدريج بر مردم خواند "وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلَي مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلا؛4 و قرآني باعظمت را بخش بخش بر تو نازل كرديم تا آن را به آرامي بر مردم بخواني و آن را به تدريج نازل كرديم." و ضمن عمل به دستورات آن توانست يك جامعة ايده آل اسلامي را بنيانگذاري كند. طولي نكشيد كه مسلمانان در اثر عمل به دستورهاي آن توانستند قدرتهاي بزرگ روزگار را تحت سلطة خود در آورند و خودشان را به عنوان قدرت آن روزگار مطرح كنند.
پيامبر گرامي اسلام(ص) تا زماني كه در قيد حيات بود به دو كارخيلي سفارش كرد. اولين سفارش پيامبر(ص) نسبت به حفظ قرآن و عمل به دستورات آن بود و در بياني نوراني فرمود:"فاذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن، فانه شافع مشفع و ماحل مصدق، ...؛5 پس هنگامي كه فتنهها همچون پارههاي شب تار و ظلماني بر شما هجوم ميآورند به قرآن پناه آوريد، زيرا آن شفاعت كنندهاي است كه شفاعتش پذيرفته و شكايت كنندهاي است كه شكايتش پذيرفتني است. هر كس آن را پيش روي خود قرار دهد او را به سوي بهشت رهنمون شود و هر كس آن را پشت سر اندازد و به آن اعتنايي نكند او را به سوي جهنم خواهد راند. و آن قرآن دليل و راهنمايي است بر بهترين راه، كتاب تفصيل و بيان و تحصيل سعادت است، كتاب فصل(جدا كنندة حق از باطل) است و نه كتاب شوخي، ظاهري دارد و باطني، ظاهرش همه حكمت است و باطنش همه علم، ظاهرش لطيف است و باطنش ژرف و عميق، قرآن را دلالتها و علاماتي است و آن دلالتها را نيز دلالتهاي ديگر. عجايبش بيرون از شمارش و غرايبش كهنگي ناپذير است در آن چراغهاي هدايت ومنارههاي پر فروغ حكمت است."
دومين سفارش پيامبر(ص) پيروي مردم از اهل بيت خودش به عنوان مفسران واقعي قرآن بود كه در حديث معروف ثقلين فرمود:"اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي وانهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا"6
حال اين سئوال به ذهن ميرسد كه چه عواملي باعث شد با آن همه سفارشات پيامبر(ص) نسبت به حفظ قرآن و پيروي از اهل بيت به عنوان مفسران واقعي قرآن، جامعة اسلامي از مسير صحيح و به تعبيري صراط مستقيم منحرف شد؟ آيا جز اين بود كه مسلمانان به دستورات قرآن عمل نكردند؟ و آيا متروك گذاشتن و رها كردن قرآن عامل اصلي براي انحراف از صراط مستقيم نبود؟
اكنون مطالب را در دو بخش ارائه خواهيم كرد: بخش اول مهجوريت قرآن و بخش دوم راههاي زدودن مهجوريت از قرآن.
بخش اول: مهجوريت قرآن كريم:
در اين بخش ضمن بيان معاني لغوي مهجوريت از ديدگاه واژه شناسان، شكايت و گلاية پيامبر(ص) در پيشگاه الهي، به خاطر به مهجوريت كشاندن قرآن بررسي ميشود سپس مصاديق و علل به وجود آورندة آن در جامعه بيان ميگردد و در ادامه، ديدگاه مولاي متقيان حضرت علي(ع) در بارة پيامدهاي مهجوريت قرآن و شخصيتي كه مهجوريت را از قرآن خواهد زدود ذكر ميشود.
الف) شكايت پيامبر(ص) از مهجوريت قرآن:
در سورة مباركة فرقان خداوند متعال از قول پيامبرش آيهاي را مطرح ميكند كه دلها را ميلرزاند و به مردم مسلمان، در هر عصر و زماني هشدار ميدهد كه اي مردم مبادا قرآن را متروك بگذاريد و به دستورات آن عمل نكنيد. خداوند متعال در اين آيه از قول رسولش چنين ميفرمايد:"وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛7 و پيامبر خدا گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند."
كلمة مهجور از مادة "هجر" است كه بيشتر لغت شناسان آن را به معناي ترك كردن و رها كردن دانستهاند، اگر چه معاني ديگري هم براي آن ذكر كرده اند، ولي در خصوص اين آيه بيشتر به اين معنا توجه داشته اند.
صاحب كتاب العين ميگويد: "الهجر و الهجران ترك ما يلزمك تعهده؛8 هجر و هجران ترك كردن چيزي است كه تعهد نسبت به آن، تو را ملزم و پايبند ميكند" و سپس به اين آيه استناد ميكند. صاحب مجمع البحرين ميگويد: "اي متروكا لا يسمع و يقال مهجورا جعلوه بمنزلة هجراي الهذيان و يقال مهجورااي قالوا فيه غير الحق؛9يعني ترك شده كه شنيده نميشود و مهجور گفته ميشود وقتي كه آن(قرآن) را به منزله هجر يعني هذيان قرار دهند و مهجور گفته ميشود يعني در آن غير حق ميگويند." راغب ميگويد:"الهجر و الهجران مفارقه الانسان غيره اما بالبدن او باللسان اوبالقلب؛ جدايي انسان از چيزي يا با بدن يا با زبان يا با قلب است" و ذيل اين آيه ميگويد:"اين ترك كردن و رها كردن با قلب است يا با قلب و با زبان"10 بنابر آنچه گفته شد معناي مهجور ترك كردن و كنار گذاشتن و رها كردن است.
دربارة اينكه نبي مكرم اسلام(ص) اين سخن را در دنيا يا آخرت ميگويد، برخي از مفسران معتقدند كه پيامبر(ص) اين سخن را در همين دنيا گفته است.11 و برخي ديگر معتقدند كه آن را در قيامت به عنوان گلايه از امتش در پيشگاه ربوبي عرضه ميدارد.12 و برخي ديگر از مفسران هر دو احتمال را ذكر ميكنند.13
از اين آية كريمه دو نكتة زيبا را ميتوان برداشت كرد. 1. اينكه پيامبر(ص) به يقين ميدانست كه بسياري از افراد امت و بسياري از جوامع اسلامي قرآن را متروك خواهند گذاشت. اگر در گذشته و حال به وضعيت جوامع اسلامي نگريسته شود، اين گلايه و دردمندي پيامبر به خوبي آشكار ميگردد، چرا كه قرآن در اين كشورها فقط با صداي نيكو تلاوت ميشود، به طرز بسيار زيبايي در كاشي كاريهاي مساجد به كار ميرود، مدارسي براي حفظ آن داير ميشود و... در حالي كه پايههاي سياسي ـ فرهنگي اين جوامع بر مباني غربي استوار است و عملاً قرآن در زندگي آنها جايي ندارد. 2. خداوند از قول پيامبر(ص) ميفرمايد: "اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا"14 يعني با وجود در دسترس بودن، از عمل به آن غافل شدند. به عبارت ديگر در عين حالي كه قرآن نزدشان بود و آن را ميخواندند ولي از عمل به دستورات آن خبري نبود و عملاً قرآن در زندگي آنها جايي نداشت.
قرآن كريم براي كساني كه قرآن را به مهجوريت ميكشانند و به عبارتي آن را ميخوانند و به آن عمل نميكنند مثلي شگفت ميزند و ميفرمايد: "مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ؛15 مثل كساني كه عمل به تورات بر آنان بار شد و به آن مكلف گرديدند آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل چهارپايي است كه كتابهايي را بر پشت ميكشد. چه زشت است وصف قومي كه آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمينمايد."
بنابر اين اگر جوامع اسلامي بخواهند مشمول شكايت پيامبر(ص) به پيشگاه الهي واقع نشوند بايد قرآن را در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي خود پياده كنند.
ب) مصاديق مهجوريت قرآن
همان طور كه در بخش قبل بيان شد، گلايه و شكايت پيامبر اسلام(ص) از امتش به معناي ترك فرامين و دستورات قرآن در زندگي فردي و اجتماعي است. در عين حال ميتوان مواردي را به عنوان مصاديق مهجوريت قرآن در جامعه برشمردكه در ذيل به آنها اشاره ميشود.
1. نخواندن قرآن
پيامبر گرامي اسلام و پيشوايان دين(ع) در روايات بسياري مردم را به خواندن قرآن تشويق كردهاند و از مسلمانان خواستهاند كه روزانه حداقل پنجاه آيه تلاوت كنند.16 وجود مقدس امام هشتم(ع) دليل خواندن قرآن را در نماز خارج شدن قرآن از مهجوريت ميداند و ميفرمايد: "دليل آن كه در نماز، قرآن ميخوانيم آن است كه قرآن از مهجوريت خارج شود."17
2. ترجيح غير قرآن بر قرآن
با اينكه قرآن كريم براي تمام ابعاد زندگي برنامه دارد، ولي با كمال تاسف بايد اذعان داشت كه مسلمانان در گذشته و حال قرآن را رها كرده و به كتابهاي ديگر روي آورده اند. جوامع اسلامي امروزه دربسياري از زمينهها از كشورهاي غربي الگو برداري ميكنند، در حالي كه نسخههاي كشورهاي غربي به اين دليل كه به وسيلة انسان تدوين شده خالي از اشكال نيست، ولي آنچه قرآن ارائه ميدهد به دليل اينكه از جانب خداوند خالق و حكيم است در بردارنده سعادت و خوشبختي جوامع است. به عنوان نمونه در علوم تجربي مانند پزشكي و در علوم انساني مانند روانشناسي و فلسفه و... بيشتر به كتب دانشمندان غرب بها داده ميشود و اين درحالي است كه توجه به آيات قرآن ميتواند مسلمانان را در تمام علوم و دانشها پيشتاز جوامع قرار دهد.
نقل شده كه هارون را طبيبي مسيحي بود، روزي اين طبيب به علي بن حسين بن واقد گفت:"در كتاب شما(قرآن) از علم طب چيزي نيست، در حالي كه علم دوتاست، علم پزشكي و علم اديان، وي در جواب گفت: خداوند تمام علم پزشكي را در نصف آيه جمع كرده است "َكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا"18 و پيامبر ما تمام علم پزشكي را در اين جمله خلاصه كرده است: "المعده بيت كل داء و الحميه راس كل دواء؛ معده خانة هر دردي است و پرهيز [كم خوري] اساس هر دارو و درماني است"، طبيب گفت قرآن و پيامبر شما از علم پزشكي چيزي براي جالينوس باقي نگذاشته اند. 19 ذكر اين نكته براي اين بود كه ميتوان از هر آية قرآن و حتي بخشي از يك آيه يك يا چند راهكار را براي زندگي استخراج كرد.
3. تدبرو انديشه نكردن در قرآن
در آيات بسياري از قرآن از مسلمانان خواسته شده است كه در آياتش تفكر و انديشه كنند. خداوند حكيم در بارة قرآن ميفرمايد: "كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الألْبَابِ؛20 اين كتابي مبارك است كه آن را به سوي تونازل كردهايم تا دربارة آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند." و در آية ديگر كساني را كه در آيات قرآن انديشه نميكنند، مورد نكوهش قرار ميدهد و ميفرمايد: "أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛21 آيا به آيات قرآن نميانديشند؟ يا مگر بر دلهايشان قفلهايي نهاده شده است؟" اين آيات و آيات ديگري كه در موضوع تفكر و انديشه در قرآن آمده است، از مسلمانان ميخواهدكه فقط به خواندن آيات توجه نكنند، بلكه بعد از مرحلة خواندن، درآياتش تفكر و انديشه كنند و به اين وسيله راه خود را به سوي سعادت و خوشبختي بيابند.
4. عمل نكردن به قرآن
مراجعه به آيات قرآن و روايات نشان دهندة اين امر است كه ازما خواسته شده قرآن را ياد بگيريم، به ديگران آموزش دهيم و در آياتش انديشه كنيم. نبي مكرم اسلام(ص) در حديث گرانبهايي كه به روايت انس بن مالك نقل شده است فرمودند: "هر كس قرآن را بياموزد و بداند و مصحف را درجايي بياويزد و آن را تعهد نكند و در آن ننگرد، قرآن روز قيامت ميآيد و در وي بياويزد و گويد: "خدايا اين بنده، مرا مهجور كرده ميان من و او حكم فرما."22 رسول خدا(ص) همچنين در بيان نوراني ديگري ميفرمايد: "روز قيامت من نخستين وارد شونده بر خداوند عزيز و جبار هستم و كتابش و اهل بيتم و سپس امتم، آن گاه از ايشان (امتم) ميپرسم كه با كتاب خدا و اهل بيت من چه كردند."23
بيان اين نكته لازم است كه خواندن و يادگيري قرآن مقدمهاي است براي فهم معاني و مفاهيم آيات كريمه و همه اين امور براي اين است كه قرآن را در زندگي خود پياده كنيم. اگرچه خواندن و فهميدن قرآن ميتواند در زندگي تاثيرگذار باشد، ولي هدف نهايي اين است كه جامعة اسلامي با عمل به دستورات آن سعادت و خوشبختي دو جهان را براي خود فراهم آورد.
علل مهجوريت قرآن
بحث دربارة عللي كه باعث مهجوريت قرآن دربين مسلمانان شد، ميتواند به رفع اين مهجوريت كمك شاياني بكند، چرا كه شناخت عوامل به وجود آورندة يك آسيب و معضل راهنماي خوبي است كه ميتواند راهكار درست حل آن معضل را نشان دهد. به طور كلي ممكن است عوامل بسياري در مهجوريت قرآن دخيل باشد كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره ميشود.
1. كنار گذاشتن اهل بيت(ع) به عنوان مفسران حقيقي قرآن
همان طو ركه در مقدمه اشاره شد، پيامبر گرامي اسلام(ص) همان سفارشي را كه نسبت به حفظ قرآن و تمسك به آن ـ به معناي پيروي عملي از دستورات آن ـ داشت، نسبت به اهل بيت خودش هم داشت و در موارد بسياري اهميت اين امر را به مردم گوشزد كرد، چرا كه اهل بيت جزء جدايي ناپذير قرآن و داناي به تمام اسرار قرآن بودند و اين در ديگران يافت نميشد. ولي متاسفانه جامعة اسلامي ـ عليرغم سفارشهاي اكيد پيامبر(ص) ـ اين حاملان و عاملان واقعي قرآن را از صحنة اجتماع كنار زد و جامعه از فيض وجودي اين ذوات مقدسه محروم ماند. در صورتي كه قرآن اطاعت از اين معصومان را به عنوان اولواالامر، هم رديف اطاعت پيامبر و اطاعت پيامبر را در رديف اطاعت خدا ميداند و ميفرمايد: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ؛24اي كساني كه ايمان آوردهايد خدا و پيامبر و اولياي امر خود را اطاعت كنيد."
بنابراين ميتوان گفت اولين عاملي كه باعث مهجوريت قرآن در جامعة اسلامي شد، كنار گذاشتن و رها كردن اهل بيت بود، مسئلهاي كه حضرت علي (ع) فراوان از آن ياد ميكند. 25 حتي صديقه كبري، حضرت فاطمة زهرا(س) در بستر بيماري آنگاه كه تعدادي از زنان مهاجر و انصار نزد او ميآيند در بخشي از كلامش ميفرمايد: "واي بر آنان چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار گيرد؟ و خلافت بر پايههاي نبوت استوار بماند؟... به خدا سوگند اگر پاي در ميان مينهادند و علي(ع) را بركاري كه پيغمبر(ص) بر عهدة او نهاد ميگزاردند، آسان آسان ايشان را به راه راست ميبرد. و حق هر يك را به او ميسپرد... اگر چنين ميكردند درهاي رحمت از زمين و آسمان به روي آنان ميگشود. اما نكردند و به زودي خدا به كيفر آنچه كردندآنان را عذاب خواهد فرمود."26
2. پيروي از هواهاي نفساني
دومين عاملي كه باعث مهجوريت قرآن در جوامع اسلامي گذشته و حال شده، پيروي اكثريت مردم از هواهاي نفساني است. بسياري از مردم هنگامي كه منافع دنيوي و مادي خود را با تعاليم و دستورات قرآن در تعارض ميبينند، جانب منافع خود را ميگيرند و حق و حقيقت را فداي مصالح شخصي خويش ميكنند.
قرآن كساني را كه به دنبال هواهاي نفساني هستند به شدت نكوهش ميكند و ميفرمايد: "أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَي عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَي سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَي بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ؛27 آيا ديدي كسي را كه هوس خود را معبود خويش قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و برگوش و دلش مهر و بر ديدهاش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسي او را هدايت خواهد كرد؟ آيا پند نميگيريد؟" همان طور كه اين آيه بيان ميكند پيروي از هوا و هوس چشم و گوش و دل انسان را كور ميكند و چنين انساني هرگز نميتواند به محضر قرآن شرفياب شود و از انوار ملكوتي آن مستفيض گردد.
بنابر اين پيروي از هوا و هوس دومين عاملي است كه ميتواند قرآن را در زندگي فردي و اجتماعي به مهجوريت بكشاند.
3. شيطان
شيطان بعد از سجده نكردن برحضرت آدم(ع) از درگاه رحمت الهي رانده شد و از همان روز به عزت خداوند سوگند ياد كرد كه فرزندان آدم را گمراه خواهد كرد، قرآن مجيد سخن شيطان را اينگونه بيان ميكند: "قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لأغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ *إِلا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ28؛ شيطان گفت: پس به عزت تو سوگند كه همگي را جدا از راه به در ميبرم، مگر آن بندگان پاكدل تورا" خداوند هم در پاسخ او فرمود: "قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ * لأمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ؛29 فرمود حق از من است و حق را ميگويم هر آينه جهنم را از تو و هر كس كه تو را پيروي كند، از همگي شان خواهم انباشت."
در موارد ديگري نيز خداوند انسان را شديدا از دوستي با شيطان و شيطان صفتان بر حذر ميدارد. اين تاكيد شديد قرآن براي پيروي نكردن از فرامين و وسوسههاي شيطاني به خاطر اين است كه شيطان اعمال زشت را براي انسان نيكو جلوه ميدهد به گونهاي كه انسان زيباييهاي قرآن را درك نميكند در حالي كه انجام معاصي و گناهان برايش جاذبه و زيبايي دارد. نتيجه اين ميشود كه انسان به سوي قرآن نميرود و اين نسخة شفا بخش هستي را متروك ميگذارد و زمينههاي بدبختي و شقاوت خود را فراهم ميكند. بنابراين شيطان هم سومين عامل موثر در مهجوريت قرآن است.
4. عدم توجه به نقش سازندة قرآن در زندگي فردي و اجتماعي
شايد بتوان گفت قرآن در زندگي بسياري از مردم مسلمان جايگاه والايي ندارد و بيشتر آن را در مجالس ترحيم، قبرستانها، سفرة عقد، بدرقة مسافر و... استفاده ميكنند. از نظر اين مردم جايگاه قرآن فقط در همين امور خلاصه ميشود. عدهاي ديگر آن را به قصد ثواب ميخوانند و تنها عدة اندكي هستند كه به نقش سازندة قرآن در زندگي فردي و اجتماعي باور دارند. اين نوع اعتقاد و نگرش اكثريت مردم باعث شده است كه قرآن مهجور بماند، و وارد زندگي عملي آنان نشود.
امام خميني(ره) در بارة مهجور ماندن قرآن و نقش سازندة آن در زندگي فردي و اجتماعي ميفرمايد: "آيا اگر ما اين صحيفة الهي را مثلاً جلدي پاكيزه و قيمتي نموديم و در وقت قرائت يا استخاره بوسيديم و به ديده نهاديم، آن را مهجور نكردهايم؟ آيا اگرغالب عمر خود را در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعية آن صرف كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آوردهايم؟ آيا اگرقرائات مختلف و امثال آن را فراگرفتيم، از ننگ مهجوريت قرآن خلاصي پيدا كردهايم؟ آيا اگر وجود اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعليم كرديم ازشكايت رسول خدا(ص) مستخلص شدهايم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و مُنزِل عظيم الشأن آن نيست. قرآن كتاب الهي است و در آن شئون الهيه است. قرآن حبل متصل مابين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطة معنويه و ارتباط غيبي، بين بندگان خدا و مربي آن پيدا شود، از قرآن بايد علوم الهيه و معارف لدنّيه حاصل شود."30
5. گسترش خرافات در جامعه
گسترش خرافات در جامعه نيز از اموري است كه به مهجوريت قرآن ميانجامد. اعتقاد داشتن مردم جامعه به اموري مانند، فال، سحر و جادو، خوابها و... ميتواند جامعه را از حقايق موجود در عالم هستي كه جلوههاي آن در قرآن بروز و ظهور دارد، دور كند و به مهجوريت قرآن منتهي شود.
مهجوريت قرآن از ديدگاه نهج البلاغه
امام علي (ع) كه پس از پيامبر گرامي اسلام(ص)، بزرگترين شخصيت جامعة اسلامي است به مردم زمانش هشدار ميدهد كه اي مردم زماني خواهد آمد كه قرآن در مهجوريت قرار گيرد و فقط اسم و رسم آن در جامعه خواهد بود، بدون اين كه از عمل به احكام آن خبري باشد. آنچه را كه مولاي متقيان(ع) بيان ميكند ميتوان از آن به پيامدهاي مهجوريت و متروك گذاشتن قرآن تعبير كرد.
ايشان در بخشي از خطبة 147 ميفرمايد: "همانا پس از من روزگاري بر شما فرا خواهد رسيدكه چيزي پنهانتر از حق و آشكارتر از باطل و فراوانتر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد. و نزد مردم آن زمان كالايي زيانمندتر از قرآن نيست، اگر آن را درست بخوانند و تفسير كنند و متاعي پرسودتر از قرآن يافت نميشود، آنگاه كه آن را تحريف كنند و معاني دلخواه خود را رواج دهند... حاملان قرآن آن را وا گذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش ميكنند، پس در آن روز قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور ميگردند و هر دو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردانند و پناهگاهي ميان مردم ندارند، پس قرآن و پيروانش در ميان مردمند اما گويا حضور ندارند؛ با مردمند ولي از آنها بريدهاند... مردم در آن روز در جدايي و تفرقه هم داستان و در اتحاد و يگانگي پراكندهاند، گويي آنان پيشواي قرآن بوده و قرآن پيشواي آنان نيست، پس از قرآن جز نامي نزدشان باقي نماند و آنان جز خطي را از قرآن نشناسند."31
با توجه به بيان نوراني مولايمان حضرت علي (ع) ميتوان پيامدهاي مهجوريت را به اين شكل دسته بندي كرد. الف) پنهان شدن حق و آشكار شدن باطل. ب) دروغ بستن به خدا و پيامبر(ص). ج) استفاده ابزاري از قرآن براي اثبات دعاوي خويش. د)متروك شدن شريعت و رواج منكرات. ه) رانده شدن حاملان و حافظان قرآن از صحنة اجتماع. و) جدا شدن مردم از فرهنگ قرآن. ز) جايگزين شدن تفرقه و جدايي به جاي اتحاد و يگانگي در جامعه. ح) باقي ماندن خط و تذهيب قرآن و عدم راهيابي قرآن به زندگي روزانة مردم.
همان طوركه ملاحظه شد، حضرت علي (ع) به وضوح اين را پيش بيني ميكند كه مردم در آينده چه بر سر قرآن خواهند آورد و آنچه مولا(ع) فرمود، نه تنها در سدههاي نخست اتفاق افتاده بلكه هم اكنون نيز ميتوان آن را در جوامع اسلامي به وضوح مشاهده كرد و آنچه كه امروز در جوامع اسلامي اتفاق ميافتد بي نياز از شرح و تبيين است.
مولاي متقيان علي(ع) در خطبهاي كه خبر از ظهور فرزندش مهدي(عج) ميدهد او را به عنوان شخصيتي معرفي ميكند كه مهجوريت را از قرآن و سنت خواهد زدود و ميفرمايد: "... او روش عادلانه در حكومت حق را به شما مينماياند و كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) را كه تا آن روز متروك ماندند، زنده ميكند."32
سوتيترها
پيامبر(ص) به يقين ميدانست كه بسياري از افراد امت و بسياري از جوامع اسلامي قرآن را متروك خواهند گذاشت. اگر در گذشته و حال به وضعيت جوامع اسلامي نگريسته شود، اين گلايه و دردمندي پيامبر به خوبي آشكار ميگردد، چرا كه قرآن در اين كشورها فقط با صداي نيكو تلاوت ميشود، به طرز بسيار زيبايي در كاشي كاريهاي مساجد به كار ميرود، مدارسي براي حفظ آن داير ميشود و... در حالي كه پايههاي سياسي ـ فرهنگي اين جوامع بر مباني غربي استوار است و عملاً قرآن در زندگي آنها جايي ندارد.
امام خميني(ره) دربارة مهجور ماندن قرآن ميفرمايد: "آيا اگر ما اين صحيفة الهي را مثلاً جلدي پاكيزه و قيمتي نموديم و در وقت قرائت يا استخاره بوسيديم و به ديده نهاديم، آن را مهجور نكردهايم؟ آيا اگرغالب عمر خود را در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعية آن صرف كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آوردهايم؟ آيا اگرقرائات مختلف و امثال آن را فراگرفتيم، از ننگ مهجوريت قرآن خلاصي پيدا كردهايم؟ آيا اگر وجود اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعليم كرديم ازشكايت رسول خدا(ص) مستخلص شدهايم؟ هيهات!
پينوشتها:
1 . نحل/ 78؛ در ترجمه آيات کريمه قرآن، از ترجمه استاد فولادوند استفاده شده است.
2 . مومنون/ 42-44.
3 . آل عمران/103.
4 . اسراء/ 106.
5. کليني، الكافي، ج2، ص598.
6 . بحارالانوار، ج35، ص184.
7 . الفرقان/ 30.
8 . فراهيدي، خليل بن احمد، العين، ج3، ص387.
9 . طريحي، فخر الدين، مجمع البحرين، ج3، ص516.
10 . راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات، ص833.
11 . مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج15، ص76.
12 . طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج15، ص205.
13 . طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، ج7، ص263.
14 . فرقان/ 30.
15 . جمعه/ 5.
16 . کليني رازي، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي، ج2، ص609.
17 . قرائتي، محسن، تفسير نور، ج8، ص246؛ مجلسي، بحارالانوار، ج82، ص54، باب 23.
18 . اعراف/ 31.
19 . طبرسي، مجمع البيان، ج4، ص638.
20 . ص/ 29.
21 . محمد/ 24.
22 . زمخشري، محمود، الكشاف، ج3، ص277وفخر رازي، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، ج24، ص 455.
23 . عروسي حويزي، علي بن جمعه، نورالثقلين، ج4، ص13.
24 . نساء/ 59.
25 . مطهري، مرتضي، سيري در نهج البلاغه، بخش پنجم، صفحات141تا184.
26 . شهيدي، سيد جعفر، زندگي فاطمه زهرا(س)، ص151.
27 . جاثيه/ 23.
28 . ص/ 82-83.
29 . ص، 84-85.
30 . خميني، روح الله، پرواز در ملكوت، ص113، به نقل از سايت انديشه قم.
31 . نهج البلاغه، خ147، ترجمه محمد دشتي، ص271.
32 . همان، خ138، ترجمه محمد دشتي، ص257.
مهجوريت قرآن و راههاي زدودن آن (قسمت دوم/پاياني)
مؤلف: محمد اسماعيل زاده
چكيده
اشاره: در شماره گذشته علل مهجوريت قرآن، مصاديق مهجوريت و مهجوريت قرآن از ديدگاه نهج البلاغه مورد بررسي قرار گرفت، در اين شماره ادامه بحث با موضوع راههاي زدودن مهجوريت، تقديم شما خواننده محترم خواهد شد. معارف
بخش دوم: راههاي زدودن مهجوريت از قرآن
در بخش قبل مهجوريت قرآن و ابعاد مختلف آن مورد بررسي قرار گرفت. اكنون اين بخش از مقاله به دنبال پاسخ به اين سئوال است كه چه راهكارهايي را ميتوان براي مهجوريت زدايي قرآن ارائه داد؟چگونه ميتوان مسير جامعة اسلامي را به سوي يك جامعة ايده آل قرآني تغيير داد؟ اين راهكارها ميتواندجامعه را در سمت و سوي سعادت و خوشبختي قرار دهد و از مهجوريت قرآن در جامعة اسلامي بكاهد كه موارد آن ذكر ميگردد.
1. اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد زندگي
اولين موردي كه توجه به آن در زدودن مهجوريت از قرآن لازم و ضروري به نظر ميرسد، اعتقاد و باور به اين امر است كه قرآن ميتواند در تمام زمينههاي زندگي بشراعم از اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، علمي و... الگو باشد و ميتواند انسانها و جوامع انساني را به سعادت برساند. مگر همين مسلمانان نبودند كه در سدههاي نخستين هجري با الهام از تعاليم انسان ساز قرآن توانستند قدرت آن روز جهان را در اختيار بگيرند و حتي در بسياري از علوم و دانشها پيشرو و برتر از ساير جوامع باشند؟
نگاهي به تاريخ در قرون اوليه اسلام اين واقعيت را براي ما اثبات ميكند، ولي متاسفانه باگذشت زمان و به علل متعدد، مسلمانان از اين تعاليم عاليه فاصله گرفتند و هويت قرآني خود را از دست دادند و اين فاصله گرفتن از قرآن باعث شدكه موقعيت ويژة خود را در جامعة جهاني از دست بدهند. بنابر اين اگر امروز مسلمانان خواستار به دست آوردن آن موقعيت رفيع در صحنة جهاني هستند بايد به قرآن بازگردند و دستورات اين كتاب عزيز را در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي پياده كنند.
2. تصحيح فرهنگ استفاده از قرآن
يك فرهنگ نامناسب كه در بين بيشتر افراد جامعه رايج است اين است كه مردم قرآن را بيشتر براي كارهاي جانبي و آماده كردن مجلس براي مراسم مختلف ميخواهند. يكي از شايعترين آنها استفاده از قرآن در قبرستانها و مجالس ترحيم است و تسليت دهندگان و عزاداران معمولا هيچ گونه توجهي به معاني و مفاهيم ندارند و هدف بيشتر كساني كه در چنين مراسمي شركت ميكنند خواندن فاتحهاي براي شادي روح مرحوم است. ميتوان گفت كه قرآن در خانة بسياري از مسلمانان از روي طاقچهها و داخل كمدها پايين آورده نميشود، تا چه رسد به اينكه بخواهند آن را بخوانند و در آن انديشه كنند و فرامين آن را در زندگي پياده كنند، چرا كه ديد اين افراد اين است كه قرآن كتاب مقدسي است و كاربرد آن فقط در استخاره گرفتن و سفرة عقد و عروسي و مسائلي از اين قبيل است.
اين مظلوميت و مهجوريت قرآن و اين طرز فكر تنها مختص عوام نيست، بلكه افراد تحصيل كردة جامعه هم با فرهنگ قرآن بيگانهاند. بسياري از نخبگان و باسوادان جامعه نيز در زندگي روزمره به قرآن اهميتي نميدهند و با كمال تاسف بايد اذعان داشت كه در بين اين طبقه نيز همان طرز تفكر عوام حاكم است واين گروه حداكثر كاري كه ميكنند اين است كه قرآن را بخوانند و احيانا در معاني هم دقت كنند، ولي عمل به دستورات و پايبندي به فرامين آن در جوامع اسلامي كنوني و حتي در جامعة شيعي ملموس نيست. به عنوان نمونه درجامعه مشاهده ميشود كه والدين بسيار علاقهمندند تا فرزندانشان درسهايي مانند انگليسي و رياضي و... را ياد بگيرند، ولي به درس قرآن و آموزش آن توجهي نميكنند.
دربارة استفاده از قرآن ميتوان مردم جامعه را به چند دسته تقسيم كرد. 1.گروهي از مردم كه اكثريت را تشكيل ميدهند، ديدگاهشان نسبت به قرآن همان است كه ذكرشد. 2.گروهي ديگر قرآن را با هدف كسب ثواب و بدون توجه به معاني ميخوانند. 3.طبقة بالاتر از اين گروه كساني هستند كه علاوه برخواندن قرآن در معاني هم تدبر و انديشه ميكنند و به عبارتي معاني قرآن را متناسب با ظرفيت خود ميفهمند ولي در عين فهميدن به آن عمل نميكنند. 4.گروه اندكي از مردم هم ضمن خواندن و تدبر و انديشه درآيات، قرآن را سرلوحة زندگي فردي و اجتماعي خود قرار ميدهند و در حقيقت رستگاران واقعي اينان هستند.
امام خميني(ره) به پيروي از فرهنگي كه هدفش رهايي قرآن از قبرستانهاست افتخار ميكند. ايشان در مقدمه وصيت نامة سياسي ـ الهي خويش ميفرمايد:"ما مفتخريم و ملت سرتا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبي است كه ميخواهد حقايق قرآني كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم ميزند از مقبرهها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخة نجات دهندة بشر از جميع قيودي كه بر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوي فنا و نيستي و بردگي و بندگي طاغوتيان ميكشاند نجات دهد."
به نظر ميرسد براي رهايي از اين آسيب بايد تمام نهادهاي فرهنگي كشور هماهنگ شوند و اين تفكر را در ميان اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان القا كنند كه قرآن تنها براي مجالس ترحيم وسفرة عقد و عروسي و خواندن و كسب ثواب نيست، بلكه قرآن كتاب زندگي است.
3. توجه به معاني و مفاهيم
يكي ديگر از اموري كه ميتواند در مهجوريت زدايي از قرآن تاثير داشته باشد، توجه دادن افراد جامعه به معاني و مفاهيم قرآن است. هم اكنون در بسياري از مناطق كشور كلاسهاي آموزش روخواني، روانخواني، تجويد، صوت و لحن داير است و اين امري بسيار پسنديده و در خور تقدير است، اما آيا بسنده كردن به اين حيطهها كافي است؟ آيا به تعداد اين كلاسها، كلاسهاي مربوط به درك و فهم و تفسير قرآن هم داير است؟مسلما پاسخ منفي است و اين نشان دهندة آن است كه درك معاني و مفاهيم قرآن در جامعه نسبت به حيطة قبل مهجورتر است.
آنچه كه اكنون در حيطة مسائل قرآني بيشتر به آن بها داده ميشود، توجه به تجويد، صوت و لحن و حفظ آيات قرآن است و نهادهاي فرهنگي هم مسابقات خود را تحت عناوين مسابقات حفظ و قرائت قرآن برگزار ميكنند و با كمال تاسف مشاهده ميشود كه از بحث درك مفاهيم قرآن در اين مسابقات اثري نيست و يا اگر هست بسيار كم رنگ است. وقتي مسئولين و نهادهاي فرهنگي كشور در بخش مسابقات به اين حيطه توجه لازم را نداشته باشند، نميتوان انتظار داشت كه حتي قاريان و حافظان هم گامي در جهت درك معاني قرآن بردارند.
4. عمل كردن دست اندركاران قرآن به دستورات قرآن
يكي از عوامل مهم كه در مهجوريت زدايي از قرآن ميتواند بسيار تاثيرگذار باشد، اين است كه حافظان، قاريان، مفسران و تمام كساني كه در اين بخش فعاليت دارند، عامل به قرآن باشند. اين افراد كه معمولا در جامعه به عنوان افراد الگو مطرح هستند، خود بايد از عاملان به دستورات قرآن باشند و ساير مردم اين خوشبختي و سعادتي را كه، در ساية عمل به قرآن به دست ميآيد، درزندگي اين افراد ببينند تا بقيه هم نسبت به آن تمايل و رغبت پيدا كنند. ولي اگر قرار باشد كه دست اندركاران علوم قرآني، قرآن را در زندگي خود پياده نكنند، چه انتظاري ميتوان از ديگران داشت.
خداوند متعال در قرآن كريم كساني را كه ميدانند، ولي به دانستههاي خود عمل نميكنند نكوهش ميكند و ميفرمايد: "أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ؛ 1 آيا مردم را به نيكي فرمان ميدهيد و خود را فراموش ميكنيد، با اينكه شما كتاب خدا را ميخوانيد؟آيا هيچ نميانديشيد؟" و در آية شريفة ديگري ميفرمايد: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ *كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ؛2 اي كساني كه ايمان آورده ايد چرا چيزي ميگوييد كه انجام نميدهيد؟نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزي را بگوييد و انجام ندهيد."
مولاي متقيان حضرت علي (ع) در بياني نوراني ميفرمايد: "من نصب نفسه للناس اماما فليبدا بتعليم نفسه قبل تعليم غيره؛ هر كس خود را پيشواي مردم نمود بايد پيش از ياد دادن به ديگري نخست به تعليم نفس خويش بپردازد. (زيرا اثر سخن كسي كه گفتار و كردارش يكسان باشدبيشتر است و مردم در مخالفت با او نميكوشند."3
بنابر اين اگر مردم تاثيرات قرآن را در زندگي دست اندركاران علوم قرآن مشاهده كنند، به طور طبيعي به استفاده كردن از اين كتاب و عمل به دستورات آن علاقه مند ميشوند.
5. دعوت افراد جامعه به تدبر و انديشه در قرآن
يكي ديگر از اموري كه ميتواند در مهجوريت زدايي از قرآن تاثير بسزايي داشته باشد، دعوت افراد جامعه به تدبر و انديشه در آيات نوراني قرآن است. قرآن، خود را كتاب انديشه معرفي ميكند و ازمسلمانان ميخواهد كه در آن تفكر و انديشه كنند. قرآن كريم به گونهاي نازل شده است كه همگان بتوانند در آن تدبر نموده و از آن بهره مند شوند. در واقع هركس به اندازة ظرفيتها و استعدادهاي خود ميتواند از تعاليم اين كتاب بهره مند شود و آن را بفهمد. "وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ؛4و قطعاً قرآن را براي پند آموزي آسان كرده ايم؛ پس آيا پند گيرندهاي هست؟"
در روايات نيز به تفكر و انديشه در آيات قرآن بسيار اهميت داده شده است. حضرت علي(ع) در خطبة همام يكي از صفات متقين را تدبر و انديشه در آيات قرآن ميداند و ميفرمايد: "پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه ميخوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خود را مييابند. وقتي به آيهاي برسند كه تشويقي در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روي ميآورند، و با جان پر شوق در آن خيره شوند، و گمان ميبرند كه نعمتهاي بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد، و هرگاه به آيهاي ميرسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن ميسپارند، و گويا صداي برهم خوردن شعلههاي آتش، در گوششان طنين افكن است، پس قامت به شكل ركوع خم كرده، پيشاني و دست و پا برخاك ماليده و از خدا آزادي خود را از آتش جهنم ميطلبند."5
6. نگاه ويژة آموزش و پرورش به درس قرآن
يكي از نهادهايي كه ميتواند در راستاي مهجوريتزدايي از قرآن بسيار تاثير گذار باشد، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش يك قشر عظيم نوجوان و جوان را در اختيار داردكه اين قشر از ويژگيهاي منحصر به فرد برخوردارند و مطابق كلام معروف امير مومنان حضرت علي(ع) كه فرمود: "العلم في الصغر كالنقش في الحجر"6 از انعطاف پذيري بسياري برخوردارند. چه بهتر كه در اين سنين روح و روان اين قشر با آيات كريمة قرآن پيوند بخورد و به تعبير امام جعفر صادق (ع) "من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه؛7 هر كس قرآن را بخواند در حالي كه جواني مومن است، قرآن با گوشت و خونش آميخته ميشود" و جواني كه روح و روانش با قرآن همراه شود، ميتواند تمام برنامههاي زندگياش را بر مبناي قرآن قرار دهد، و چنين جواني در زندگي به بن بست نميرسد.
لازم به ذكر است كه اين رويكرد قرآني در آموزش و پرورش نبايد منحصر به حيطة روخواني و تجويد و... باشدبلكه بايد به جوان آموخت كه قرآن كتاب زندگي است و الگوهاي عملي آن را نشان داد، تا جوان به اين باور برسدكه ميتواند تمام برنامههاي زندگي خود را برپاية قرآن قرار دهد. مهمترين ثمرة اقبال جوانان به قرآن خارج شدن قرآن از مهجوريت خواهد بود و البته نتايج گرانبهاي ديگري هم خواهد داشت كه در اين نوشتار بررسي نميشود. اين نكته نيز شايان توجه است كه امروزه با توجه به خلا فرهنگي كه در اثر عدم توجه يا كم توجهي خانوادهها و مسئولين نسبت به الگوهاي قرآني وجود دارد، بسياري از جوانان الگوهاي زندگي خود را از ستارگان سينما و ستارگان ورزش انتخاب كرده اند. بنا بر اين، آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد فرهنگي كه قشر عظيمي ازسرمايههاي جامعه را در اختيار دارد، ميتواند با برنامه ريزي دقيق فرهنگي و كارشناسانه در رفع مهجوريت از قرآن بسيار تاثير گذار باشد.
7. توجه خاص مراكز علمي ـ فرهنگي به مباحث قرآني
نقشي كه روشنفكران هر جامعه در ابعاد مختلف و تاثيري كه ميتوانند در جامعه و افراد داشته باشند، كاملاً بديهي و روشن است. آنچه امروزه به لطف و عنايت خداوند متعال و نظام مقدس اسلامي در مراكز دانشگاهي مشاهده ميشود، رويكرد جديد اين مراكز به دروس علوم قرآني است، كه اين رويكرد در آينده تاثيرات بسيار خوبي را در جامعه خواهد داشت. تربيت متخصص در حيطة علوم قرآن باعث بهرهمندي دانشگاهيان و جامعه از معارف والاي قرآن خواهد شد. از سوي ديگر در مراكز حوزوي نيز همين توجه خاص به علوم قرآني و تربيت متخصص، همين نتايج را براي جامعه به همراه خواهد داشت. هماهنگي حوزه ودانشگاه در اين راستا و نشر معارف قرآن در سطح جامعه تاثير بسزايي در زدودن مهجوريت از چهرة تابناك قرآن خواهد داشت.
8. محور قرار دادن قرآن در سخنرانيها
روحانيون و مبلغان علوم ديني با توجه به نقش سازنده و تاثير گذاري كه در جامعه دارند، ميتوانند به مهجوريت زدايي از قرآن كمك شاياني بكنند و اين امر محقق نميشود، مگر اينكه مباحث سخنرانيها با محوريت قرآن انجام گيرد. به تعبيري در سخنرانيها بايد قرآن اصل باشد نه اينكه يك موضوع مطرح شود و براي اثبات درستي آن به آيات قرآن استناد شود، اگر چه اين كار هم اشكالي ندارد، ولي اصل قرار دادن قرآن در موضوع سخنراني به مخاطب القا ميكند، كه همه چيز بر اساس قرآن است و نتيجة آن تشويق مخاطبين و توجه آنها به قرآن خواهد بود.
نتيجه
خداوند حكيم و متعال انسان را به نيروي عقل و فكر مجهز كرد و در او استعدادهاي بالقوة فراواني را به وديعت نهاد و تمام قواي هستي را مسخر و رام او گردانيد، از سوي ديگر با فرستادن پيامبران الهي و كتب آسماني به انسان فهماند كه تنها راه سعادت حركت در خط سير انبيا مطابق با كتب آسماني اوست.
آخرين پيامبر الهي كامل ترين كتاب راـكه جامع تمام دستورات و تعاليم دنيا و آخرت است ـ براي بشريت آورد. پيامبر اكرم (ص) كسب اين سعادت را مشروط به عمل به قرآن و تمسك به اهل بيتش ميداند. از آنجايي كه حضرت محمد(ص) متصل به وحي الهي بود دريافت كه امتش از قرآن اعراض خواهند كرد و آن را متروك خواهند گذاشت و دستورات آن را درزندگي پياده نخواهند كرد، اين بود كه به درگاه حضرت حق از مهجور شدن قرآن در بين مسلمانان شكايت كرد، اگر چه گروهي معتقدند كه ايشان اين شكايت را در روز قيامت به درگاه الهي عرضه خواهد داشت.
مهجوريت قرآن به اين معنا نيست كه مردم قرآن را نميخوانند و يا در آن انديشه نميكنند، اگرچه ميتواند شامل اين معاني هم بشود. معناي حقيقي مهجوريت قرآن اين است كه مردم به دستورات و تعاليم قرآن در زندگي عمل نميكنند. ممكن است بسياري از مردم قرآن را بخوانند و به نيكوترين وجه تلاوت كنند و حتي آن را بفهمند، ولي بازهم در بينشان مهجور باشد. نخواندن قرآن، ترجيح كتابهاي ديگر بر قرآن، انديشه و تدبر نكردن در قرآن و از همه مهمتر عمل نكردن به قرآن از مصاديق مهجوريت قرآن است.
عواملي براي به مهجوريت كشاندن قرآن وجود دارد كه ازبين مهمترين آنها ميتوان به كنار گذاشتن اهل بيت عصمت و طهارت به عنوان قرآن ناطق، وسوسههاي شيطاني، هواي نفس، عدم توجه جامعه به نقش سازندة قرآن در زندگي، گسترش خرافات در جامعه و... اشاره كرد.
مهجوريت قرآن پيامدهاي ناگواري براي جامعه به همراه دارد، متروك شدن شريعت، رواج منكرات، گسسته شدن رشتة اتحاد و برادري در جامعه، جدا شدن مردم از فرهنگ قرآن، رانده شدن نيروهاي مذهبي از صحنة اجتماع، پنهان شدن حق و آشكار شدن باطل، دروغ بستن به خدا و پيامبر، استفادة ابزاري از قرآن براي اثبات دعاوي خويش، توجه مردم به نقش و نگار و قرائتهاي زيبا و عدم راهيابي قرآن به زندگي روزانة مردم از پيامدهاي مهم آن است.
براي زدودن مهجوريت از چهرة قرآن لازم است كه رويكرد مسئولين و ديدگاه جامعه نسبت به قرآن دگرگون شود. مسئولين فرهنگي كشور اعم از مراكز علمي ـ فرهنگي و آموزشي بايد قرآن را سرلوحة برنامههاي خود قرار دهند و جامعه هم بايد به اين باور برسد كه قرآن كتاب زندگي است. اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد، تصحيح فرهنگ استفاده از قرآن در بين افراد جامعه، توجه به معاني و مفاهيم قرآن، عمل كردن دست اندركاران قرآن به دستورات آن دعوت افراد جامعه به تدبر و انديشه در قرآن، نگاه ويژة آموزش و پرورش به درس قرآن، توجه خاص مراكز علمي ـ فرهنگي به مباحث قرآني و محور قرار دادن قرآن در سخنرانيها از جمله اموري است كه ميتواند به رفع مهجوريت از قرآن كمك شاياني بكند. بنابرآنچه گفته شد، اگر جامعه بخواهد مشمول شكايت و گلاية پيامبر(ص) در رابطه با مهجوريت قرآن نشود و قرآن را از مهجوريت خارج كند، بايد تعاليم انسان ساز آن را در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي پياده كند و تنها در اين صورت است كه بشريت به سعادت و كمال خواهد رسيد.
به اميد روزي كه شاهد جامعهاي باشيم كه در آن مسلمانان قرآن را در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي خود پياده كنند.
پينوشتها:
1 . بقره/ 44.
2 . صف/ 3-4.
3 . نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، حکمت70، ص1117.
4 . القمر/ 22.
5 . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه 193، ص403.
6 . مجلسي، بحارالانوار، ج1، ص224.
7 . کليني رازي، الكافي، ج2، ص603.
توسط یک ایرانی قرآن حمل شده به فضا رونمايي شد !!!!!!!!!!!

حسب اخباری که از ناسا انتشار یافته ، تصاویری از ماه وجود دارد که حاکی از وجود یک رشته صخره های تغییر شکل یافته در سطح ماه می باشد که تا عمق آن امتداد یافته و از نیمه دیگر آن برآمده و این دلیلی بر شکافته شدن ماه و پیوند دوباره آن در دورانی از حیات آن می باشد.
کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.
| ||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نماینده مسجد روستای "کراسنو-اکتیابرسکایا" منطقه "کیزلیار" داغستان روز چهارشنبه اعلام کردکه آیاتی از قرآن مجید بر روی بدن کودک نه ماهه ای که در این روستا بدنیا آمده پدیدار و خود به خود ناپدید می شوند. |
ایسنا: يك نسخه قديمي از قرآن كريم در استان مسلماننشين دونگ شيانگ واقع در شمال غربي چين كشف شد.
اين نسخه كشف شده يكي از قديميترين نسخههاي قرآن در چين به حساب ميآيد كه احتمال ميرود قدمت آن به قرن 11 ميلادي برگردد.
خبرگزاري شينهوا در ادامه اين خبر به نقل از هيات محلي آثار تاريخي چين نوشت، اين نسخه يافت شده به زبان عربي و داراي 536 صفحه است. در اين قرآن از اوراق سمرقندي كه از شهر سمرقند به چين برده شده بود، استفاده شده است.
نسخه ديگري از قرآن كريم هم در مسجد جيه تسي واقع در شهر شانگهاي در شمال غربي چين وجود دارد كه يكي از قديميترين نسخههاي قرآني در چين است و تاريخ آن به قرنهاي 8 تا 13 ميلادي برميگردد.
بر اساس اين گزارش، تعدادي از قوميتهايي كه به دين اسلام گرويدند در مناطق شمال غربي چين به سر ميبرند.
|
اى على موسى الرضا! اي پاکمرد يثربى، در توس خوابيده! من تو را بيدار مى دانم. |
|
زنده تر، روشن تر از خورشيد عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم
گر چه پندارند: ديرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
ليکن اى پاکيزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بيدار ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شير پير پاک آيين، پدرت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بيدارتر از روح و راح صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هيچ ترديدى (که دلها را کند تاريک)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشيد است، در هر کهکشانى، دور يا نزديک،
خواه پيدا، خواه پوشيده
در نهان تر پرده اسرار مى دانم
با هزارى و دوصد، بل بيشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاينده!
مهربان خورشيد تابنده!
اين غمين همشهرى پيرت،
اين غريبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگيرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نيست،
وز تو جويد (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشيد عالم تاب!
اين غمين همشهرى پير غريبت را، دلش تاريک تر از خاک،
يا على موسى الرضا! درياب.
چون پدرت، اين خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
يا على موسى الرضا! درياب، درمان بخش.
يا على موسى الرضا! درياب.
اين ويديو كه از يوتيوب حذف شده است، در تعطيلات آخر هفته مصادف با سالروز حادثه 11 سپتامبر و پس از تهديد تري جونز كشيش تندرو آمريكايي به سوزاندن 200 جلد قرآن به اين سايت فرستاده شد.
يك وكيل استراليايي در اقدامي موهن صفحاتي از قرآن و انجيل را پاره كرد و به آتش كشيد و فيلم آن را در يوتيوب پخش كرد.
به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري فرانسه، اين حادثه چند روز پس از تهديد كشيش آمريكايي براي سوزاندن قرآن كه با اعتراضات خونين و محكوميت جهاني روبرو شد، اتفاق افتاد.
در اين فيلم 12 دقيقهاي، الكس استيوارت از يك گروه ملحد قبل از پاره كردن و به آتش كشيدن صفحات انجيل و قرآن، آنها را بالا ميگيرد.
اين ويديو كه از يوتيوب حذف شده است، در تعطيلات آخر هفته مصادف با سالروز حادثه 11 سپتامبر و پس از تهديد تري جونز كشيش تندرو آمريكايي به سوزاندن 200 جلد قرآن به اين سايت فرستاده شد.
دانشگاه تكنولوژي كوئينزلند، كارفرماي استيوارت اعلام كرد، اين وكيل پس از جلسه امروز( دوشنبه) كار خود را ترك ميكند.
پيتر كولدراك معاون رئيس دانشگاه كوئينزلند در جمع خبرنگاران گفت: دانشگاه واقعا از بروز چنين اتفاقاتي ناراحت و نااميد است.
شيخ محمد وحيد رئيس انجمن اسلامي استراليا در واكنش به اظهارات موهن استيوارت عليه انجيل و قرآن در اين ويدئو اظهار كرد، اين مساله واقعا براي مسلمانان درد آور است.
استيوارت در اين ويدئو به برنامه سوزاندن قرآن در آمريكا اشاره كرده است
دشمنان قرآن را سوختند ...ما با بی توجهی به آن با
دشمنان همسو نشویم...
دارد چه بلایی سرمان می آید؟!
کی قسمت خوب داستان می آید؟
قرآن خدا سوخته اما دارد ...
بوی دل صاحب الزمان (عج) می آید
Quran, Chapter 3, Verses 31 and 32:
“Say: if you love God, then follow me, God will love you and forgive you your faults, and God is forgiving, merciful”
“Say: obey God and the messenger; but if they turn back, then surely God does not love the unbelievers”Islam in one sense is different from some other major religions of the world. The picture of God that has been depicted in Quran, as we Muslims all believe, is a combination of love toward good people and aversion toward bad people. This has been repeated in at least 40 verses of holly Quran with a clear definition for good people and bad people. This article aims to distinguish between these two groups based on Quranic verses and clarify the image of people whom God loves.
As mentioned in above two verses, the first step is to follow the path that has been shown to us by god’s messenger. This is the most beautiful picture that one can demonstrate as a mutual love. If you do love your God, you are therefore prompted to follow the path that has been shown to you and prepare yourself to receive his love. But it is also stated that the people who do not follow the right path are not to be loved by God.
This may need a little bit more clarification on the definition of right path and people who are to be loved by God. Perhaps the most distinguished characteristic for these people which has been mentioned in 5 verses of Quran (2:195, 3:134, 3:148, 5:13 and 5:93) is to do good to others. Doing good could be helping poor people, supporting orphans or even respecting one’s parents which have been also mentioned in various verses of Quran.
Others, based on Quran, are people who:
guard themselves against sin (3:76, 9:4, 9:7)
judge fairly (5:42, 49:9, 60:8)
fight in God’s way (61:4)
purify themselves (2:222, 9:108)
turn much to God (2:222)
trust in God (3:159)
and are patient (3:146).
On the other hand, God does not love the person who is:
an unbeliever (3:32, 30:45)
arrogant (16:23, 4:36, 31:18, 57:23)
cruel (3:57, 3:140, 42:40)
unfaithful and ungrateful (2:276, 22:38)
exceeding the limits (2:190, 5:87, 7:55)
extravagant (6:141, 7:31)
mischief-maker (2:205, 5:64, 28:77)
treacherous (8:58, 4:107)
and exulting in riches (28:76)
|
How to Perform Salat based on Quranic Verse |
|
|
|
and keep up prayer in the two parts of the day and in the first hours of the night; surely good deeds take away evil deeds this is a reminder to the mindful o you who believe! let those whom your right hands possess and those of you who have not attained to puberty ask permission of you three times; before the morning prayer, and when you put off your clothes at midday in summer, and after the prayer of the nightfall; these are three times of privacy for you; neither is it a sin for you nor for them besides these, some of you must go round about (waiting) upon others; thus does allah make clear to you the communications, and allah is knowing, wise then when you have finished the prayer, remember allah standing and sitting and reclining; but when you are secure (from danger) keep up prayer; surely prayer is a timed ordinance for the believers keep up prayer from the declining of the sun till the darkness of the night and the morning recitation; surely the morning recitation is witnessed attend constantly to prayers and to the middle prayer and stand up truly obedient to allah o you who believe! when you rise up to prayer, wash your faces and your hands as far as the elbows, and wipe your heads and your feet to the ankles; and if you are under an obligation to perform a total ablution, then wash (yourselves) and if you are sick or on a journey, or one of you come from the privy, or you have touched the women, and you cannot find water, betake yourselves to pure earth and wipe your faces and your hands therewith, allah does not desire to put on you any difficulty, but he wishes to purify you and that he may complete his favor on you, so that you may be grateful say: call upon allah or call upon, the beneficent allah; whichever you call upon, he has the best names; and do not utter your prayer with a very raised voice nor be silent with regard to it, and seek a way between these o you who believe! do not go near prayer when you are intoxicated until you know (well) what you say, nor when you are under an obligation to perform a bath-- unless (you are) travelling on the road-- until you have washed yourselves; and if you are sick, or on a journey, or one of you come from the privy or you have touched the women, and you cannot find water, betake yourselves to pure earth, then wipe your faces and your hands; surely allah is pardoning, forgiving and when you journey in the earth, there is no blame on you if you shorten the prayer, if you fear that those who disbelieve will cause you distress, surely the unbelievers are your open enemy o you who believe! when the call is made for prayer on friday, then hasten to the remembrance of allah and leave off trading; that is better for you, if you know |
خبرگزاري فارس: مدير حوزه علميه امام صادق (ع) استهبان گفت: قرآن كريم پرتيراژترين كتاب دنيا است و در دل مسلمانان جاي دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس از استهبان، حجتالاسلام يونس شاهسوني بعد از ظهر امروز (چهارشنبه) در تجمع مردمي اين شهرستان اظهار داشت: استكبارگران جهان با اهانت به قرآن عظمت آن را افزايش دادند.
وي افزود: ما با دشمني آمريكا و اسرائيل آشنا هستيم و با كشيدن كاريكاتور و اهانت به قرآن نميتوانند از عظمت اسلام كم كنند.
مدير حوزه علميه امام صادق (ع) استهبان در جمع مردم معترض به هتك حرمت به قرآن كريم خاطرنشان كرد: اگر جنايتكاران راه مقابله با اسلام و قرآن را در اين ميبينند كه در ملأ عام و جلوي دوربينهاي رسانههاي جهان به قرآن اهانت كنند ما نيز آرام نمينشينيم.
شاهسوني به شهرستان قرآني استهبان و اتمام دوره حفظ يك صد حافظ كل قرآن كريم در يك سال گذشته اشاره كرد و از برگزاري جشن فارغالتحصيلي اين حافظان در مهر ماه سال جاري خبر داد.
مدير حوزه علميه استهبان ادامه داد: جاي قرآن بر سر ما است و اجازه نميدهيم كمترين بياحترامي به اين كتاب آسماني بشود.
وي در ادامه سخنان خود افزود: دشمنان فكر ميكنند اگر قرآن را بسوزانند ميتوانند با اسلام مقابله كنند اما بدانند قرآن در دلهاي مسلمانان جاي دارد.
مدير حوزه علميه استهبان هدف جمهوري اسلامي و كشور امام زمان را ترويج اسلام ناب محمدي دانست.
شاهسوني در بخش پاياني سخنان خود، هتك حرمت به قرآن كريم را توسط مزدوران جهاني كه اصل اسلام را مورد حمله قرار داده قرار دادهاند محكوم كرد.
از ديگر برنامههاي تجمع اعتراضآميز مردم استهبان، قرائت قرآن، شعار ضد استكبارگران و قرائت پيام مقام معظم رهبري بود.
خبرگزاري فارس: حامد حجتي از شاعران آئيني، به تازگي شعري با عنوان «آتش بگير» درباره فتنه قرآنسوزان سروده و آن را در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده است.

به گزارش خبرگزاري فارس، حامد حجتي، مشاور مدير كل صدا و سيماي استان قم و از شاعران آئيني، به تازگي شعري با عنوان «آتش بگير» درباره فتنه قرآنسوزان سروده و آن را در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده است.
قرآن به نيزه بود علي گفت اي جهان
قرآن ناطق است كنون در حضورتان
اين برگهاي مصحف قرآن كه بر ني است
در جان من نشانده خداوند آسمان
قرآن منم كه آيه تطهير با من است
قرآن علي است سوره كوثر عديل آن
در پلكهاي من شب «واليل» روز شد
«والشمس» از نگاه پر از نور من عيان
تكرار آيههاي «هم الغالبون» منم
«يا ايها الذين» گرفتار در زمان
قرآن ناطق است علي تا هميشهها
قرآن كاغذي است كه بر نيزهها روان
آيات نور در تب آن سينه مانده است
نازل شده است حضرت باري به قلبمان
«فاصبرعلي... »تمام سخنهاي پوچ و پست
«سبّح بحمد ربِ» خداوند لا مكان
«وَأمُر» به عشق پاك خداوند «و اصطبر»
عبرت بگير از شب تاريك كافران
قرآن هدايت است به آن سوي«من يشاء»
پرواز مي دهد دل و دين را به كهكشان
آتش به مصحف نبوي داغ تازه نيست
تاريخ هم گواه بزرگي است توامان
قرآن و عترت است دو بال نبي حق
آتش فتاده است دوباره به جان آن
نيزار خاندان علي عين مصحف است
آتش زدند باز بر اين حجم ني ستان
تاريخ هم گواه بزرگي است بعد از اين
ميسوخت مصحف دل مولاي عاشقان
زهرا مگر كه سوره كوثر نبود؟ بود؟
زهرا مگر نبود شب قدر اين جهان؟
زهرا مگر مباهله كفر و دين نبود؟
زهرا مگر كه كيست؟ همان سيد زنان
آتش به آيههاي وجودش چرا زدند؟
چون ميوزيد عطر خوش سورهها از آن
تاريخ گفته است كه اي خيل مومنان
قرآن چراغ روشن هر روزهايتان
«دي شيخ گرد شهر همي گشت با چراغ
كز ديو و دد ملولم و انسان...» بمان بمان
وقتي چراغ روشن ما مصحف علي است
وقتي جهان به نور علي هست روشنان
راه درست راه نگاه پيمبر است
حيدر در اين مقام، نبي را نگاهبان
در آتش وجود علي كربلا گداخت
خون حسين شد سپر جان خاكيان
تا دامن سه ساله او در عطش نسوخت
كي ميرسد براي ابد كس به دادمان
آتش به مصحف نبوي داغ تازه نيست
تاريخ هم گواه بزرگي است بيامان
ما زخم خوردگان دل از دست دادهايم
آتش شده است بهر دل ما چو گلسِتان
حالا هزار و چهار صد و چند آتش است
اين آتشي كه باز رسيد از گذشتگان
قرآن درون سينه ما خانه كرده است
آتش بياوريد و بسوزيد قلبمان
در سوختن مرام مسلمانيام هنوز
بوي خليل ميدهد اين قصه را بخوان
آتش بياوريد كه آتش فشان شوم
يك سيل پر گداز ز قلبم شود روان
قرآن نسوخته است و نميسوزد و هنوز
بانگ «لَهم عذابُ اليم» است بانگمان
اللهُ نور... نورِ سموات بر زمين
قرآن كتاب آينه نور عاشقان
مصباح در زُجاجهاي از نور و نار هست
قرآن چراغ روشن خورشيد پاسبان
لا شرق و غرب، كوكبِ دُرّي است اين درخت
طوري است در تجلي شبهاي بيشبان
در خانهاي كه نور هدايت وزيده است
بايد گرفت آتش عشق تو در ميان
خون ميچكد ز ناخن دجّالههاي قرن
تا آنكه در محاصره گيرند انس و جان
قرآن براي مردم جغرافياي خاك
يك پنجره است رو به فراخي آسمان
اين پنجره گشوده شود مست ميكند
جان تمام خسته دلان را در اين زمان
آتش بهانهاي است كه خاكسترش كنند
غافل از اينكه هُرم عطش ميشود عيان
«آتش بگير تا كه بداني چه ميكشم»
در قرن قحطسالي نامردي جهان


برای مشاهده نمونه این کار زیبا که کاری بسیار ارزشمند از وبلاگ زیبا ساز وب هستش و تلاوت قرآن روی تصویر زیر کلیک کنید
خبرگزاري فارس: سيد محمد حسيني در سخنراني خود در جمع قرآنيان معترض به اهانت به ساحت مقدس قرآن كريم گفت: به ازاي هر قرآن سوخته شده، يك ميليون قرآن چاپ و در جهان منتشر خواهيم كرد.

● گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------
به گزارش خبرنگار قرآني خبرگزاري فارس، سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، بعدازظهر امروز در جمع قرآنيان معترض به اهانت به ساحت مقدس قرآن كريم كه در ميدان فلسطين تهران تجمع كرده بودند؛ با اشاره به اينكه خداوند بر نزول و حفظ قرآن تأكيد كرده و اين امر جزء سنتهاي الهي است كه با قرآن سوزي آسيب نميبيند، گفت: به ازاي هر قرآن سوخته شده يك ميليون قرآن چاپ و در دنيا توزيع خواهيم كرد.
وزير ارشاد سپس با قرائت حديثي از امام صادق (ع) مبني بر جلوهگر شدن عظمت، نور و هدايت الهي در قرآن كريم گفت: ما نميتوانيم نسبت به چنين كتابي بيتفاوت باشيم.
وي در ادامه به ناتواني اشخاصي همچون چنگيز و فرعون و هيتلر و ساير جنايتكاران تاريخ در خاموش كردن نور الهي گفت: افراد سفاك اين چنيني نتوانستهاند اين كار را انجام دهند؛ حال صهيونيستها كه جاي خود دارد.
حسيني، همچنين به تصريح قرآن درباره دست نكشيدن دشمنان اسلام حتي براي يك لحظه از دشمني با مسلمانان اشاره كرد و گفت: خداوند در قرآن به پيامبر (ص) ميفرمايد: آنها از دشمني دست بر نخواهند داشت تا اينكه شما از دين خود دست برداريد.
وي رويگرداني مردم مسلمان از اسلام را با سلاح تحقير و تهديد امري مهال دانست و گفت: نمونه آن هشت سال مقاومت مردم ايران در برابر شرق و غرب و تسليحات آنها و دفاع از اهتزاز پرچم قرآن در كشور است.
حسيني كه سخنان خود را با آيه «استرجاع» شروع كرده بود، با بيان اينكه هيچ آيهاي را به اندازه اين آيه مناسب اين مصيبت و فاجعه رخ داده در آتشسوزي قرآن نميداند، گفت: قرآن كتاب ناب انبياء، تربيت، نور و هدايت است كه اين گونه با آن گستاخي ميشود.
وي رابطه بين مسلمانان و قرآن را رابطهاي عاشقانه توصيف كرد و گفت: آيا اوباما كه از به خطر افتادن جان سربازان خود در افغانستان و عراق به واسطه پيشنهاد آن كشيش صهيونيست ابراز نگراني ميكند، از جريحهدار شدن روح ميلياردها مسلمان بر روي زمين ناراحت نميشود؟
حسيني، پاسخ مسلمانان به اين هتاكي را قطعي دانست و با اشاره به اينكه مقامات آمريكايي مسئول اصلي دامنزدن به حركات اين چنيني هستند، گفت: ظاهر امر به نام يك كشيش است، اما آنچه در باطن آن مشخص است عناد و كينه صهيونيستها و آتش بياري آنها در اين معركه است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، كشيشي كه سوزاندن قرآن را مطرح كرد نيازمند لحظهاي تفكر در عمل خود دانست و در اين باره افزود: نام حضرت عيسي (ع) و مريم مقدس بارها درقرآن كريم آمده است و جسارت آنها به قرآن نشان ميدهد كه اين افراد پايبند به هيچ ديني نيستند و اين جسارت آنها از سوي پيروان اديان ابراهيمي بيپاسخ نخواهند ماند.
وي، حقناپذيري را داستاني تاريخي و موجود در داستان بين هابيل و قابيل، اصحاب اخدود و حضرت ابراهيم (ع) دانست و گفت: امروز نيز پيروان حق در برابر جبهه اراذل و اوباش صهيونيست قرار گرفتهاند.
حسيني اين شيوه را سيره جباران و ستمگران نسبت به انسانهاي موحد و ارزشي در طول تاريخ دانست و گفت: تنها گناه آنها يگانهپرستي است. كه در طول تاريخ منجر به تهديد عيسي (ع) و شكنجه و آزار ياران پيامبر اسلام شده است، زيرا كه دشمنان اسلام وسيلهاي چون استهزاء، تمسخر، توهين و تحقير در مقابل مواضع حق مسلمانان ندارند.
حسيني اين گونه حركات را از سوي مستكبران غربي تكراري دانست و گفت: امام (ره) با تيزبيني خود برنامه طراحي شده آنها را كه استارت اين جريان بود؛ شناسايي و با فتوايي مستحكم با آن مقابله كرد و حمايت غربيها از اقدام سلمان رشدي نشان از برنامهريزي آن اقدام موهن از سوي خودشان است.
وي داستانهاي مشابه نظير اظهارات سلمان رشدي، ترسيم كاريكاتور پيامبر اسلام (ص) و قرآن سوزي، را نشانه استيصال غرب در مقابل موج «بيداري اسلامي» و باعث شعلهورتر شدن نور الهي دانست و گفت: ديگر كسي در دنيا وجود ندارد كه وقوع 11 سپتامبر را از سوي مسلمانان باور كند و به فرض اينكه گروههايي مانند القاعده دست به چنين كاري زده باشند، بايد گفت: كه اين گروهها را نيز خود آمريكاييها پروراندند و حتي ديپلماتهاي خود ما نيز قرباني آنها شدند.
وي پيشنهاد روز جهاني قرآنسوزي را از سوي يك كشيش افراطي صهيونيست ايجاد انحراف در حقيقت 11 سپتامبر و مستور كردن آن دانست و گفت: آنها كه داعيه حمايت از علم و فرهنگ را دارند، بدانند كه قرآن حاوي علم، بصيرت، حكمت، نور، فرهنگ و اخلاق است و در نتيجه مورد توجه روز افزون دانشمندان جهان قرار گرفته است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پايان سخنان خود با اشاره به اينكه ملت مسلمان ايران ماهيت پليد آمريكا را از زماني كه امام (ره) آن را شيطان بزرگ ناميد شناختند، گفت: حركات گستاخانه اين چنيني موجب ايجاد شناخت بيشتر در جامعه مسلمانان نسبت به آمريكا گرايش بيشتر به قرآن و عزيزتر شدن آن و افول هر چه بيشتر قدرت آمريكا است.
وي همچنين با بيان اينكه آمريكاييها بنا به هر تدبيري و هر گونه كه ميخواهند آخرالزمان را ترسيم كنند، گفت: خداوند سايهگستري و غلبه اسلام بر همه جهان را وعده داده است و با ظهور بقيةاللهالاعظم اين امر تحقق خواهد يافت.
حساب مومنان و مسیحیان از قرآن سوزان جداست.
مسلمانان به این مهم آگاهند...
آمریکا - ضمن عذرخواهی از انتشار این عکس این ضایعه را به همه مسلمانان جهان تسلیت میگوییم.

این شهروند آمریکایی، فندکی از جبیش بیرون آورد و در مقابل چشم مردم صفحات یک جلد قرآن را آتش زد.
شما میتوانید دیدگاه خود را در قالب ارسال نظر که در انتهای همین صفحه قرار دارد، بیان کنید. نظراتی که پس از ساعت 21 به وقت تهران دریافت شود، از ساعت 8 صبح روز بعد انتشار مییابد.
به گزارش تابناک به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز كننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایه ی امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است كه نمیتوان آن را تنها در حدّ یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد.
این یك اقدام محاسبه شده از سوی مراكزی است كه از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كاریكاتوریست خبیث دانماركی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حركات شرارتبار چیست و كیست؟
مطالعه ی این روند شرارت كه در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد كه طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ بر دولت آمریكا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان كسانی اند كه پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میكنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتكار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام كینه توزانه، نه آغاز یك جریان، بلكه یك مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سركردگی صهیونیسم و رژیم آمریكا است. اینك همه ی سران استكبار و ائمة الكفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حِكمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله كنند. سران رژیم آمریكا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه كنند. سالهاست كه مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میكنند؟ چه كسی باور میكند كه این توطئه ی گسترده بدون كمك و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریكا ممكن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد كه آنچه امروز آماج حمله ی نظام استكبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستكبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی كینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است كه اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده كرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم كه حادثه ی اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل یك و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنهای
22/شهریور/1389
الحجر، آیه 9: بیترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كردهایم و قطعا نگهبان آن خواهيم بود
قرآن ! من شرمنده توام
اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده
است؟ "
چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
قرآن ! من شرمنده توام
اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام .
در ادامه ی مباحث مربوط به معجزات قرآن و اسلام، اکنون به یکی از معجزات شگفتانگیز و اعجابآور قرآن کریم میپردازیم که هر خوانندهای با خواندن آن انگشت تحیّر به دندان میگزد.
همانگونه که در ابتدای مقاله ی « طول عمر و جوانی حضرت مهدی(عج): واقعیّتی منطبق بر علم، نه افسانه. » در وبسایت (وعده ی صادق) ذکر کردیم،(1) با توجّه به هجمههای وسیع غرب به سوی کشورهای اسلامی، لزوم دفاع از اسلام، قرآن و تشیّع بیش از هر زمانی احساس میشود و به جرأت میتوان گفت که دفاع منطقی از اسلام در عصر حاضر، یکی از زمینهسازان ظهور خواهد بود. (ان شاءالله).
خوشبختانه جبهه ی علمی در مقابل تهاجم غرب، زودبازده ترین و مطمئنترین شیوه است و پیروزی اسلام در این جبهه، % 100 قطعی است.
دین مبین اسلام، منطقی ترین دین آسمانی است و برخلاف ادعای دانشمندان غربی که ادیان و بخصوص دین اسلام را مخالف علم و منطق می دانند، دین اسلام بیش از هر مرام و عقیده ای بر علم و منطق استوار است.
در واقع هر جا علم معصوم مانده و از گزند سلایق شخصی و دسايس و فتنه های دانشمندان ضد دین مصون مانده است، تماماً با تعلیمات اسلام مطابقت دارد. مباحثی همچون تکامل نیز که از سوی دانشمندان غربی به عنوان نقطه ضعف اسلام نام برده می شود، دروغ و دسیسه ای بیش نیست و ترفندی است که ماسون ها از آن برای نبرد با ادیان بهره جسته اند.
جالب اینکه پدربزرگ « چارلز رابرت داروین »، بنیان گذار نظریه ی تکامل که « هراسموس داروین » نام داشت و او نیز مانند نوه اش زیست شناس بود،(2) مقام استاد اعظمی یکی از لژهای انگلستان را در اختیار داشت(3) و هم او بود که اولین بار ایده ی نظریه تکامل را در ذهن نوه اش پیاده کرد. در واقع « هراسموس داروين » مدت ها قبل از اينكه نوه ي مشهورش « چارلز رابرت داروين » نظريه ي تكامل را گسترش دهد، در كتاب معروف خود با عنوان (Zoonomia) ايده هاي اوليه ي نظريه ي تكامل را مطرح كرد(4) و بدين ترتيب نام خود را به عنوان يكي از پيشگامان نظريه ي تكامل، بر سر زبان ها انداخت.(5)
اما خوشبختانه امروزه با توجه به کشفیات علوم جدید، روز به روز بر دروغ بودن و توطئه آمیز بودن نظریه ی تکامل، آن هم در شکل کنونی آن صحه گذارده شده است که متأسفانه با حرکت منافقانه ی بسیاری از نويسندگان ماترياليست در کتب پزشکی و زیست شناسی، این حقایق عنوان نشده است. اما ان شاء الله این حقایق در مقالات آتی به نظر خوانندگان محترم وبسایت خواهد رسید. لازم به ذکر است که نگارنده ی مقاله، خود از نظر تحصیلات در حال طی کردن مدارج عالیه ی یکی از رشته های علوم زیستی می باشد و به آنچه که می گوید واقف است.
با توجّه به مطالب بیان شده، بر آن شدیم تا به یکی دیگر از معجزات بزرگ علمی قرآن کریم که در علم پاتولوژی (آسیبشناسی) بیان شده است، بپردازیم و ابعاد این معجزه ی بزرگ الهی را بررسی نماییم، تا با مطالعه ی این معجزه، بیش از پیش به عظمت خداوند متعال پی ببریم.
بعد از ذکر مقدّمه، مقاله ی اصلی را خدمتتان ارائه مینماییم.
.jpg)
قرآن، کلام خداوند و برترین کتابی است که بر دنیای خاکی نازل شده است. به جرأت می توان این کتاب عظیم را برنامه ي کامل زندگی بشر دانست؛ چرا که علاوه بر آموزش مسايل تربیتی، اخلاقی و دینی، اطلاعات گرانبهای علمی نیز در درون این کتاب مقدس نهفته می باشد که این اطلاعات به حول و قوه ی الهی با ظهور مفسر بزرگ قرآن کریم، حضرت مهدی موعود (عج) ان شاء الله رمزگشايی خواهد گشت.
سوره ی نساء، چهارمین سوره از سورههای قرآن کریم میباشد و در زمره ی سورههای مدنی قرار دارد. گرچه این سوره به دلیل وجود بحثهای فراوان پیرامون احکام و حقوق زنان، سوره ی نساء نامیده میشود،(6) امّا در لابهلای آیات آن، مطالب شگفتانگیز و معجزات شگفتآوری در علوم طبیعی نیز به چشم میخورد.
در آیه ی 56 سوره ی نساء، خداوند متعال قدرت نمایی فرموده و یکی از معجزات بزرگ خود را بیان نموده است.
آیه ی 56 سوره ی نساء چنین میفرماید:
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا »
« کسانی که به آیات ما کافر شدند، به زودی آنها را در آتشی وارد میکنیم که هر گاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد و (بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار میدهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر میدهد). »
.jpg)
.jpg)
.jpg)
همانگونه که ملاحظه فرمودید، در آیه ی 56 سوره ی نساء، خداوند متعال نحوه ی عذاب دادن کفار را در روز قیامت بیان میفرماید. امّا در این آیه، چه اعجازی آن هم در زمینه ی علوم طبیعی وجود دارد؟
برای فهم و درک بهتر اعجاز موجود در آیه ی مذکور، قبل از هر چیز باید ساختمان پوست انسان را از نظر بافتشناسی و پاتولوژی (آسیبشناسی) بررسی نماییم؛ چرا که خداوند متعال نیز در سوره ی نساء، به بریان شدن پوست کافران اشاره میفرماید.
مطابق کشفیات انجام شده در علم بافتشناسی (هیستولوژی) و آسیبشناسی (پاتولوژی) پوست بدن انسان از سه لایه ی اصلی تشکیل شده است که این سه لایه به ترتیب از خارج به داخل و از سطح به عمق عبارتند از:(7)
1 – اپیدرم
2 – درم
3 – هیپودرم
هر یک از سه لایه ی فوق نیز از اجزای کوچکتری تشکیل شدهاند که عبارتند از:(8)
1 – اجزای تشکیل دهنده ی لایه ی اپیدرم: لایههای تشکیل دهنده ی اپیدرم از خارج به داخل و از سطح به عمق عبارتند از:(9)
الف – لایه ی شاخی (خارجیترین لایه).
ب – لایه ی شفاف.
ج – لایه ی دانهدار.
د – لایه ی خاردار.
ه – طبقه ی قاعدهای یا طبقه ی بازال.
و – غشای پایه.
6 لایه ی مذکور، اجزای تشکیل دهنده ی اپیدرم میباشند. از طرف دیگر علاوه بر لایههای ذکر شده، سلولهای ملانوسیت که حاوی رنگدانه بوده و مسئول به وجود آمدن رنگهای مختلف پوست میباشند نیز به صورت پراکنده در بین سلولهای لایه ی خاردار و قاعدهای یافت میشوند.(10)
2 – اجزای تشکیلدهنده ی لایه ی درم: لایه ی درم از دو طبقه ی عمده تشکیل میشود که این لایه ها از سطح به عمق و از خارج به داخل عبارتند از:(11)
الف – درم پاپیلر.
ب – درم رتیکولر.
لایههای مختلف درم، شباهت بسیاری به یکدیگر دارند. در سرتاسر درم، عروق (شریان ها، ورید ها و مویرگ ها)، سلولهای ایمنی، پایانههای عصبی، غدد و مجاری عرق، رشتههای کلاژن و الاستیک (داربستهای کششی و ارتجاعی پوست) وجود دارد.(12)
3 – لایههای مختلف هیپودرم: هیپودرم یک نوع بافت همبند شل میباشد که حاوی سلولهای چربی بوده و پوست را به ارگانهای زیرین میچسباند.(13)
ذکر یک نکته: مو یکی از ضمائم پوست میباشد که در بعضی نقاط بدن از جمله سر، پشت بازوها و ساعدها، بخشهای زیادی از اندام تحتانی، شکم و پشت، صورت و نواحی شرمگاهی و زیر بغل و کشاله ی ران وجود دارد. مو ساختار ویژهای دارد که مطابق آن، بخشی از اپیدرم به درون لایههای درم نفوذ کرده و حفرهای به نام فولیکول را تشکیل میدهد.(14) به منظور جلوگیری از اطاله ی کلام، از توضیح بیشتر در این زمینه صرف نظر میشود.
.jpg)
لایه های مختلف پوست. (هیپودرم در این تصویر دیده نمی شود.)
اعصاب موجود در پوست، از ساختمان پیچیدهای برخوردارند. به خصوص سیستم حسی پوست، خود دارای بخشهای متنوعی است که این بخشها عبارتند از:(15)
1 – پایانه های مربوط به حسّ لمس.
2 – پایانه های مربوط به حسّ فشار.
3 – پایانه های مربوط به حس گرما و سرما.
4 – پایانه های مربوط به حسّ درد.
به گزارش پارسینه به نقل از مهر کلیسای فلوریدا که پیش از این اعلام کرده بود در سالگرد حوادث یازده سپتامبر قصد دارد در اعتراض به اسلام، قرآن سوزی کند، پس از هشدار مقامهای آمریکایی و اعتراضات مسلمانان جهان در تصمیم خود تجدیدنظر کرد.

تری جونز سرپرست این کلیسا گفت قصد دارد هشدار دیوید پترایوس فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان را جدی تلقی کرده و به ویژه پس از تظاهرات اعتراض آمیز در برخی کشورهای مسلمان در تصمیم خود تجدید نظر کند.
وی افزود : ما برای قرآن سوزی تصمیم جدی داشتیم، ولی اکنون و پس از هشدارهایی که دریافت کردیم باید در تصمیم خود تجدید نظر کنیم؛ چرا که پیام واقعی که ما قصد ارسال آن را داشتیم ممکن است پیامدهایی داشته باشد.
این در حالی است که پس از هشدارهای "دیوید پتریوس" فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان، شب گذشته وزیر امور خارجه آمریکا نیز تلاش برای هتک حرمت مقدسات اسلامی در آستانه سالگرد حادثه 11 سپتامبر را اقدامی شنیع و بی شرمانه دانسته و آن را محکوم کرد.
وی در ضیافت افطار که با حضور برخی شخصیتهای اسلامی برگزار شد اظهار داشت هتک حرمت به مقدسات اسلامی اقدامی شنیع و بی شرمانه است و آمریکا از زمان تاسیس خود همواره به ادیان مختلف احترام گذاشته است.
گفتنی است سرپرست کلیسایی ایالت فلوریدای آمریکا در سخنانی نژادپرستانه و تحریک آمیز اعلام کرده بود در آستانه نهمین سالروز حملات 11 سپتامبر قرآن کریم به آتش کشیده شود.
تا قرآن در دست مسلمانان است ...
|
|
اعجاز علمی قرآن در تارنماها
تاکنون در مورد ابعاد علمی قرآن کتابها و مقاله های فراوان نوشته شده. حتی تارنماهایی ویژه ی اعجاز علمی قرآن مشغول فعالیتند. برای آشنایی به جنبه ی اعجاز علمی قرآن، خوانندگان محترم را به تعدادی تارنما ارجاع می دهیم:
تارنمای «اعجاز علمی در قرآن و حدیث»
تارنمای «معجزات علمی قرآن»
تارنمای «پژوهشکده اعجاز قرآن»
تارنمای «اعجاز علمی قرآن»
تارنمای «اعجاز علمی قرآن»
تارنمای «اعجاز علمی قرآن»
تارنمای «دائرة المعارف اعجاز علمی در قرآن و حدیث»
حرکات خورشید و اعجاز علمی قرآن
اعجاز علمی قرآن کریم
یک بار دیگر اعجاز علمی قرآن ثابت شد
معجزه علمی قرآن در مورد جو زمین
معجزه علمی قرآن
اعجاز علمی (در قرآن)

أُوْلَئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا ﴿۳۱﴾
نانند که بهشتهاى عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر [قصرها]شان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مىشوند و جامههایى سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر مىپوشند در آنجا بر سریرها تکیه مىزنند چه خوش پاداش و نیکو تکیهگاهى (۳۱)
سوره:الکهف
لطفا به ادامه ی مطلب بروید
مقدمه
زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. انسان با مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی میآورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت میشتابد.
خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد میکند و در کنار سایر نعمتهایش میفرماید:”و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا” (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار میگیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود میآید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست میدهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است.
از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و میفرماید: “آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوههای گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید”.
خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بیجان توجه انسان را به مساله توحید جلب میکند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بیرنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره میکنیم.
خواص رنگ سبز
در قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: “ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق” لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند.
مسرّت بخشی و شادآورد بودن
اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی میباشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن میکند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و میفرماید:
“و جعلنا من الماء کل شیء حی”یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.
“فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء” به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.
رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی میکند: “فأنبتنا به حدائق ذات بهجة” پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجة حسن اللون و ظهور السرور فیه” بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.
امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز میفرماید:”سه چیز غم و غصه را از بین می برد
۱- آب
۲- رنگ سبز
۳- خوشرویی.
تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند.
کارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل میکردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و … شکایت میکردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.
یافتههای دانشمندان
با توجه به یافتههای دانشمندان میتوان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد.
تسکین درد میگرن، از بین بردن بیخوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک.
خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از ۲۰۰ لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.
منابع
دکتر ماکس، روان شناسی رنگها، مترجم ویدا ابیزاده
علامه محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج ۱۷
راغب اصفهانی، مفردات، زیر ماده بهج
دکتر رضا پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر ج۵
منبع : دانشنامه رشد










-300.jpg)